




چند وقت پیش یکی از دوستان داف بنده با ناراحتی به من زنگ زد و گفت اگه میتونم ۱۵ هزار تومن بهش غرض بدم و تاکید کرد که تا سر برج پس می ده
اصولا من به کسی پول قرض نمیدم چون دوستان همیشه لطف داشتن و مبالغ قرض کرده رو انفاق در نظر گرفتن و یا بصورت غیر عمدی یادشون رفته (البته کار و بار زندگی اونقد زیاده که آدم یادش نمی مونه ! ) من می فهمم
اما
این داف بیچاره حتما لازم داشته که با وجود مدت زمان کم دوستی به این وضع همچین چیزی از من خواسته ،اونم یه همچین مبلغی خلاصه همچینم گیر که تو فردا جون من بیا تهران به من برسونو اینا که من دیدم خودم نمی تونم برم به یکی از دوستام گفتم که به این بنده خدا انقدر برسون تا فردا من بهت بدم و بصورت فورس ماجور اینکار انجام شد ، البته خانوم داف خیلی پاپی شد که معلوم بود بیچاره خیلی احتیاج داره
سه روز کذشت و خانوم داف زنگ زد و گفت
سلام سمکو جونم خوبی و این حرفا. . . (ایشون نمی دونست که من با این حرفا خر نمی شم) آره
آقا میشه ۳۵ تومن دیگه به من بدی و من سر ماه ۵۰ تومن بهت پس بدم !!!؟!
زمان گذشت از سر ماه ، ۲ ماه و
من طبق معمول به روی خودم نیاوردم تا اینکه توی یه کافه ای در بین یه سری حرف خاله زنک یه بنده خدایی گفت که اونم یه مبلغکی از دوستمون می خواد و اذعان کرد که رفیقمون کلا اینکارس
و من گفتم نه بابا حتما چرت میگه
ولی بسیار به فکر فرو رفتم و تصمیم گرفتم که لااقل بفهمم که واقعیت چیه
به خانوم داف اس ام اس دادم به شوخی که فلانی شنیدم فردا می خوای پولممو بدی
-جوابی نیومد
به خانوم داف دوباره اس ام اس دادم که فلانی خوبی ؟
-جوابی نیومد
بهش زنگ زدم و ریجکت شدم
فقط اینو میخوام بگم
حالا نمیدونم براتون أرزو کنم که شاد باشین یا نه؟

من بعد از ۲۵سال میدونم تو چجور أدمی هستی
تو به هیج جیز تو زندگی اعتقاد نداری
اگه یه بسیجیه متعصب بودی ازین چیزی که هستی بهتر بود
تو به هیج چیز اعتقاد نداری . خانواده . عشق . درس
به هیچکدوم
اینا حرفایی بود که بابام بهم زد . در طی یه جر و بحث ۲ نفره
أره حق با اونه . . . وقتی فکر میکنم میبینم اون درست میگه , ولی به چی میشه اعتقاد داشت !!!؟
به چی ؟
به قانونی که وجود نداره ؟
به جامعه ای که همه میخوان همدیگرو بچاپن ؟
به معشوقی که در اوج عشق با ۱۰ نفر میخوابه؟
به دانشگاهی که توش چیزی جز سکس پوزیشن های فتیشی یاد نگرفتم ؟
به دوستایی که بخاطر زیبایی دوست دخترم , پول تو جیبم , ماشین زیر پام و هر کوفت دیگه ای که براشون منفعت داره باهام معاشرت میکنن؟
به زنی که در نبود شوهرش بهش خیانت میکنه؟
به مردی که یک زن ۳ تا بچه و ۱۵ تا دوست دختر داره؟
به گوینده ی اخباری که مدام دروغ به خورد مردم میده ؟
به مردمی که پول ندارن قبض موبایلشون رو بدن ولی سوار ماشینای آخرین مدل میشن؟
به نمایندگی بنتون که همیشه از جلوی تئاتر شهر شلوغ تره؟
به روانشناس ۵۰ ساله که از شنیدن سکس داشتن دختر ۱۸ ساله با دوست پسرش یکه میخوره و شب به پدر دختر خبر میده ؟
به ماری جوانا , اسید , ماشروم , کاکتوس , حشیش , کوکایین , کلونازپام و زولوفت؟
به ۲۵ ساله های سکته کرده؟
به چایی ۱۵۰۰ تومنی کافه؟
به تغییر قیمت اس.ام.اس از ۱۲ تومن به ۲۲ تومن؟
به انتخابات؟
به خانواده ی از هم پاشیده؟
یا به توهم بزرگی به اسم خدا؟
نه من به هیچ چیز اعتقاد ندارم پدر و ازین بابت خوشحالم ,من از آدمهای متعصب متنفرم ,من از کشورم نفرت دارم و از ایرانی بودنم رنج میبرم.
این چیزیه که هستم و تفکر دیگران اهمیتی برام نداره
